داستان های معمّایی

گر این رازها آشکارا کنی ز خاک سیه مشک سارا کنی

داستان های معمّایی

گر این رازها آشکارا کنی ز خاک سیه مشک سارا کنی

داستان شماره یازده

پنجشنبه, ۲۴ اسفند ۱۳۹۶، ۰۴:۳۸ ب.ظ


ماشین گودرز خراب است و با احتیاط حرکت می‌کند و مانند بقیه ماشین‌ها عادتی به تعویض لاین حرکت خود ندارد البته به جز محمدرضا که از آینه خود او را می‌بیند که با بی‌نظمی در حال حرکت است. میلاد در سمت چپ پیام در حال سبقت از اوست و پیام که همیشه دوست داشت رنگ ماشینش خاص باشد در آینه فاطمه را می‌بیند که به آرزویش رسیده و یک ماشین به نسبت بزرگی سوار است فاطمه با گودرز در یک راستا قرار دارند ولی مسیر آنها یکی نیست. رومینا آخرین ماشین در لاین خود است و ترجیح می‌دهد به منظره دشت‌های سمت راست خود نگاه کند. البته باید حواسش به ترمز باشد تا به فرامز نخورد. ماشین نسترن با ماشین بقیه فرق می‌کند و 5 لاین با امیر فاصله دارد امیر هم با فرامرز در یک راستا با مقاصد مختلف در حرکتند. علیرضا راه را بلد نیست و دنبال ماشین هاچ‌بک عاطفه در حال حرکت است. و سعید نیز تاکسی دارد. علی نورپور که فردی قانون‌مند است به خود اجازه سبقت از علیرضا را نمی‌دهد در حالی که مجید که زیاد عادت به رعایت قانون ندارد با پشت سر گذاشتن امیر در تلاش برای سبقت از علیرضاست و به نور بالای علی آذری توجهی ندارد.


سوال: 

۱- ماشین مجید چه رنگی است؟

۲- ماشین قرمز رنگ برای کیست؟



پ.ن: طراح و نویسنده امیر کوشامنش و عکس از هنرمند کاستاس اسپادیس می‌باشد.



موافقین ۰ مخالفین ۰ ۹۶/۱۲/۲۴
امیر کوشامنش

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی